چهارگاه نگار من

ویژه

صبحم از مشرق بر آمد
صبحم از مشرق بر آمد باد نوروز از یمین
بادنوروز از یمین
عقل وطبعم 
عقل وطبعم خیره گشت از صنع رب العالمین
خیره گشت از صنع رب العالمین
باجوانان، 
با جوانان راه صحرابرگرفتم بامداد
کودکی گفتا،کودکی گفتا
کودکی گفتا تو پیری با خردمندان نشین
با خردمندان نشین
گفتم ای غافل
گفتم ای غافل نه بینی کوه باچندین وقار
همچون طفلان دامنش پر ارغوان و یاسمین

آستین بردست پوشیده از بهار و برگ و شاخ
آستین بردست پوشیده از بهار و برگ و شاخ
میوه پنهان کرده از خورشیدو مه درآستین
میوه پنهان کرده از خورشیدو مه درآستین
آستین بردست پوشیده از بهار و برگ و شاخ
استین بردست پوشیده از بهار و برگ و شاخ

این نسیم خاک شیراز است یا مشک ختن

پیشنهاد ما به شما